|
جفرافياي تاريخي سرزمين رويان |
|
|
|
|
سه شنبه ۰۳ خرداد ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۵۶ |
|
ريشه باستاني رويان «روئيشنومند» به معناي كوهي است كه در آن گياه فراوان ميرويد . در نامه تنسر ، «ماه گشنسب» شاهزداده طبرستان و فدشوارگر و جيلان و ديلمان و رويان و دنباوند نيامده شده است . بنياد رويان به اساطير ميپيوندد،ابن اسفنديار به نقل از شاهنامه آن را به زمان فريدون نسبت ميدهد و مرعشي با توجه به نوشتن متقدمين ، حد شرقي آن را سي سنگان و حد غربي آن را روستاي ملاط (هوسم يا رودسره = رودسر امروزي) و شمال آن را درياي مازندران و جنوب آن را رشته كوه هاي البرز مينامد. در متون تاريخي رويان به عنوان سرزميني مستقل مطرح شده است . پايتخت رويان «كجه» يا «كجور» بود . به نوشته «معجم البلدان» در اوايل اسلام عمربن العلا سردار عرب آن را ضميمه ديلم نمود . بلادزي در قرن سوم هـ.. ق چالوس را جزء خاك رويان ميداند. اين سرزمين ازاوايل قرن هفتم به نام استندار و سپس رستمداد خوانده شد . دكتر ستوده حدود رويان را با كمي اختلاف مرزي قابل انطباق با حدود رستمدار ميداند با اين تفاوت كه خاك رستمدار در جلگه و ساحل دريا تا رودخانه نمكاوه رود (بين چالوس وتنكابن)و خاك رويان به چالوس منتهي ميشود و در مجموع محدوده آن را از شمال به درياي مازندران ، از شرق به رودخانه هزار از غرب به رودخانه نمكاوه رود و جنوب آن را رشته كوه هاي توچال ميداند. با توجه به متون تاريخي فوق و با در نظر گرفتن موقعيت جغرافيايي امروز ميتوان گفت سرزمين رويان قديم در بخش شمالي درخاك مازندران با توجه به نوشته ميرظهيرالدين مرعشي شامل شهرستان هاي (رودسر كه هم اكنون جزءاستان گيلان است) ، رامسر ، تنكابن ، چالوس و نوشهر فعلي بود و در طول تاريخ زماني كه با خاك رستمدار بوده شهرستان هاي نور ومحمودآباد (چنانچه حد شرقي آن را رود هراز بدانيم ) را هم شامل مي شده است .
|